سيد علي اكبر قرشي

141

قاموس قرآن ( فارسي )

ذى شعور و صاحب اراده‌اند هر چند نسبت بما جامد باشند ، و در اقرب الموارد گويد : آبت ، لغتى است در « غابت » يعنى گاهى بجاى « غابت الشمس » ميگويند « آبت - الشمس » پس آبت عبارت ديگر غابت است و بمعنى اوب نيست . اود : سنگينى . « آد يؤد » يعنى سنگينى كرد و در اصل خم شدن از سنگينى است ( مفردات ) * ( « وَلا يَؤُدُه حِفْظُهُما » ) * بقره : 255 يعنى نگهداشتن آسمانها و زمين ، خدا را سنگينى نميكند و او را به زحمت نمياندازد . اول : اهل لغت ، اول را رجوع معنى كرده‌اند گويند : « آل اليه : اى رجع » تأويل : برگشت دادن و برگشتن است ، ( تأويل در قرآن مجيد ، لازم و متعدى به كار رفته است ) . در بارهء تأويل و حقيقت آن سخن زياد گفته و هر يك براهى رفته‌اند ، تدبّر در قرآن مجيد معنى آن را روشن و از هر سخن بىنياز مىكند . تأويل : واقع و خارج يك عمل و يك خبر است كه گاهى به صورت علَّت غائى و نتيجه و گاهى به صورت وقوع خارجى متجلَّى شده و به عمل و خبر بر ميگردد مثلا حضرت يوسف در خواب ديد : يازده ستاره و خورشيد و ماه بر او سجده ميكنند ، بعد از سالها رنج و زحمت كه در مصر بمقام بزرگ رسيد : چون خانواده اش بمصر منتقل شدند يازده برادر و پدر و مادرش بر او خضوع كردند گفت : * ( « يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ » ) * يوسف : 100 : پدرم اين تأويل خواب گذشته ى من است . در اينجا مىبينيم كه خواب ديدن به صورت يك خبر ، و تأويل ، وقوع خارجى آن است . در داستان موسى و آن عالم كه كشتى را سوراخ كرد ، طفلى را كشت و ديوارى را مرمّت نمود ، موسى بهر سه عمل اعتراض كرد ، عالم بعد از توضيح علل آن سه عمل گفت : * ( « ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْه ) *